|
اگاهی به زندگی بیندیش |

كد لينك به ما :
ساعت و تاريخ
موضوعات
آمار بازدید : نفر
افراد آنلاين : نفر
ولادت یازدهمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت مبارکباد... ( )

آماده كردن مسئله غيبت:
امام حسن عسكري (ع) به وضوح مي ديد كه اراده الهي براي ايجاد دولت الله بر روي زمين و در برگرفتن همه جهان انسانيت و گرفتن دست مستضعفان در زمين، بر اين تعلق گرفته است كه فرزندش غيبت كند تا خوف آنان به امنيت خاطر تبديل گردد و خداي را عبادت كنند و هيچ چيز را شريك او نگيرند.
ـ فعاليت امام حسن عسكري (ع) و برنامه ريزي او در تحقق بخشيدن هدف مزبور به دو كار مقدماتي نياز داشت:
1- مخفي كردن مهدي (عج) از چشم مردن و نشان دادن وي فقط به بعضي از خواص.
2- آنكه به هر ترتيب، فكر غيبت را در اذهان و افكار رسوخ دهد و به مردم بفهماند كه اين مسئوليت اسلامي را بايد تحمل كنند و مردم را به اين انديشه و متفرعات آن عادت دهند....
بيانيه امام حسن عسكري (ع) سه شكل داشت:
الف) ...... بيانيه هاي كلي و عمومي درباره صفات مهدي (ع) از قبيل: «وقتي قيام كند، در ميان مردم با علم خود داوري خواهد كرد مانند داوري داود كه از بينه و دليل پرسشي نمي كرد».
ب) توجيه و نقد سياسي در مورد اوضاع موجود، و مقرون كردن آن به انديشه وجود مهدي (ع) و ضرورت ايجاد دگرگونيها از سوي او و از اين قبيل است: «وقتي قائم خروج كند به ويران كردن منابر و جايگاههاي خصوصي در مساجد فرمان خواهد داد اين جايگاهها به منظور امنيت و محافظت خليفه از تعدي، و براي افزودن هيبت او در دل ديگران بنا شده است.»
ج) اعلاميه هاي كلي براي پايگاهها و اصحابش كه در آن، ابعاد انديشه غيبت براي آنان و ضرورت آمادگي و عمل به آن از ناحيه رواني و اجتماعي توضيح داده شده بود، تا غيبت امام (ع) و جدايي او را از آنان بپذيرند. امام به ابن بابويه نامه اي نوشت و در آن فرمود: «بر تو باد بردباري و انتظار گشايش، پیامبر اکرم (ص) فرمود: برترين عمل امت من انتظار كشيدن گشايش است و شيعه ما پيوسته در اندوه است تا فرزندم ظهوركند........»
3- راه ديگري كه امام براي آمادگي غيبت در اذهان مردم انجام داد پنهان نمودن خود و برقراري رابطه با دوستان و طرفداران ازطريق مكاتبه و مراسله بوده است. همچنين نظام و روش وكالتي و وساطتي كه امام حسن عسكري (ع) با پايگاههاي مردمي خود برگزيد، روشي ديگر از روشهاي بود كه براي فهماندن مسئله غيبت آماده شده بود............
نوشته شده توسط شقایق در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387
لينك مطلب
اینم:کوکوی اسفناج ( )
.

کوکوی اسفناج
مواد لازم
اسفناج 300
گرم
کره 100 گرم
روغنزیتون یک
قاشق غذاخوری
نمکوفلفل به
میزان دلخواه
پیاز یک عدد
تخممرغ 6
عدد
پنیرپیتزا
100 گرم
طرز تهیه
پیاز را پوست
گرفته رنده کنید و درون کره و روغن زیتون سرخ کنید .
اسفناجها را شسته با یک لیوان آب بگذارید خوب
پخته شود . سپس به پیاز سرخ شده اضافه کنید
و کمی تفت دهید تا آب آن تمام شود . سپس از روی
اجاق بردارید صبر کنید تا سرد شود پنیر را رنده کرده
و با تخممرغها مخلوط کنید و پس از سردشدن
اسفناج به آن افزوده کمی فلفل و نمک بزنید و خوب مخلوط کنید .
سپس درون ظرف نچسب ریخته به مدت 20 دقیقه داخل
طبقه وسط فر با درجه 150 درجه سانتیگراد بگذارید
و یا روی حرارت ملازم اجاق گذاشته و پس از مدتی
آن را برگردانیم تا دو طرف آن سرخ شود
نوشته شده توسط شقایق در جمعه شانزدهم فروردین 1387
نو شدن طبیعت رو به همتون تبریک میگم. ( )

حلول سال نو را به همه دوستان عزیزم تبریک میگم.
خصوصابه تو نازنینم که بهار تویی!توکه سرسبزی وطراوت رابه دلم هدیه کردی
بهار با تو زیباست.
امیدوارم امسال برای همه سرشار از شادی و سلامتی باشه!

بهار آمد بهار آمد بهار خوش عذار آمد
خوش و سرسبزشد عالم اوان لاله زار آمد
زسوسن بشنوای ریحان که سوسن صدزبان دارد
بدشت آب وگل بنگر که پر نقش و نگار آمد
گل ازنسرین همی پرسد که چون بودی درین غربت
همی گوید خوشم زیرا خوشیها زان دیارآمد
سمن با سرو می گوید که مستانه همی رقصی
بگوشش سرو می گوید که یار بردبار آمد
بنفشه پیش نیلوفر در آمد که مبارک باد
که زردی رفت وخشکی رفت وعمر پایدار آمد
همی زد چشمک آن نرگس بسوی گل که خندانی
بدو گفتا که خندانم که یار اندر کنار آمد
صنوبر گفت راه سخت آسان شد بفضل حق
که هر برگی بره بری چو تیغ آبدار آمد
زترکستان آن دنیا بنه ترکان زیبا رو
بهندستان آب و گل بامر شهریار آمد

نوشته شده توسط شقایق در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386
بهار من تویی... ( )
واینک بهار!
بهار در راه است ولی آیا ما هم با او نو خواهیم شد؟
و سبزیش را خواهیم آموخت؟
و صداقتش راخواهیم فهمید؟
نمی دانم!
واینک بهار می آید تا دوباره پروانه شدن رو بیاموزیم.
می آید تا دوباره زنده شدن را به یاد آوریم.
تا دوباره عشق را از سر گیریم.
بهار با تو زیباست با نگاه تو نو میشوم و با صدای تو طراوت را تجربه میکنم.
بهار می آید ولی بهار من زمانی آمد که تو آمدی.
بهار من ماندنیست چون وفای تو آبیاریش میکند.
بهار می آید تا بهانه ای شود که عاشقانه فریاد بزنم:
نازنین بی همتای من بهار تویی.!
طراوت تویی!
صداقت تویی!
عشق تویی!
وفا تویی!
نجابت تویی!
بمان بهار من! که زندگی بی تو معنایی نخواهد داشت.

نوشته شده توسط شقایق در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386
حسین منزوی ( )



راز بزرگ تنهائي 
بسر افکنده مرا سايه اي از تنهائي
چتر نيلوفر اين باغچه بودائي
بين تنهائي و من راز بزرگي ست بزرگ .
هم از آنگونه که دربين تو زيبائي
بارَش از غيرو خودي هر چه سبکتر؛ خوشتر
تا به ساحل برسد رهسپُر ِ در يائي
آفتابا توو آن کهنه درنگت در روز
من شهابم من و اين شيوه ي شب پيمائي
بو سه اي داد ي و تا بوسه ي ديگر مستم
کس شرابي نچشيداست بدين گيرائي
تا تو برگردي و از نو غزلي بنويسم
مي گذارم که قلم پر شود از شيدائي .

نوشته شده توسط شقایق در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386
فقط تو! ( )

بخواب اي نازنينم
مهربانم
دلنشينم
منم من عاشقت
آرام باش اي بهترينم
من اينجا مست مستم
مست و بي پروا
شبانگاهان منم گرماي عشقت را درون بسترم خواهان
همان شبها كه من مست حضور تو
نياز تو
دو چشم دلنواز تو
خيابان را چو مستان نعره زن طي مي كنم شايد تو را در حاله اي از نور من ديدم
ولي اي كاش مي بودي و من نعره زن از مستي عشق تو اينجا باز در كنج قفس رويا نمي چيدم
من امشب وحشي ام ساقي
ز مي ، از عشق، از بازي نامردان اين دنيا
ز بدگويان كه مي گويند در دل من هوسبازم
تازه نميدانند
من مستم
من اما غرق جرمم
پي از شب بر سر دارم
آري من مستم هوسبازم عطش دارم
عطش عشق تو امشب در دل مي در شراب بي حضور تو وجودم را كمين كرده
كاش امشب ساقي لبهاي تو يا گرمي دستان تو در دل اين مجرم عاشق كمي غوغا به پا مي كرد
من اينجا كنج زندان پر عطش پر عشق يا ديوانه ام اين را نمي دانم
فقط ميدانم اي تنها حضور بي حضور
اي كه آغشته به تو دستان افكارم
در اين دنياي پر رنگ و رياي بي نفس بي عشق بي پرواز
با دل با نفس با عشق با پرواز
تو را من دوست ميدارم
نوشته شده توسط شقایق در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386
( )



نوشته شده توسط شقایق در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386
خوراک قارچ ( )
خوراک قارچ
پیاز را ریز خرد
کرده سرخ می نمائیم. سیر له شده را به آن اضافه می کنیم. بعدا قارچ تفت داده شده
را با فلفل به مواد قبلی
اضافه کرده خوب سرخ می نمائیم. سپس آرد را اضافه کرده خوب
با مایه مخلوط کرده و روی حرارت تفت می دهیم.
قارچ: ۲۵۰ گرم ورقه ورقه شده
پیاز متوسط: ۱ عدد ریز شده
سیر: ۱ حبه رنده شده
خامه: ۲۵۰ گرم
فلفل تند سبز: ۱ دوم لیوان ریز خرد شده
رب گوجه فرنگی: ۱ قاشق غذاخوری
آرد: ۲ قاشق غذاخوری
کره: ۱۰۰
گرم
روغن برای سرخ کردن: به میزان لازم
نمک و
فلفل: به مقدار لازم
فلفل قرمز: به مقدار لازم
سوسیس: ۵۰ گرم ریز شده
ماکارونی: ۵۰۰ گرم
پیاز را ریز خرد کرده سرخ می نمائیم. سیر له شده را
به آن اضافه می کنیم. بعدا قارچ تفت داده شده را
با فلفل به مواد قبلی اضافه کرده
خوب سرخ می نمائیم. سپس آرد را اضافه کرده خوب با مایه مخلوط کرده
و روی حرارت تفت
می دهیم. آنگاه خامه را همراه با یک فنجان آب که رب گوجه فرنگی را در آن حل کرده
ایم
به مایه اضافه کرده و می گذاریم چند جوش بزند. سوسیس ریز شده را به آن اضافه می
نمائیم. در این
زمان نمک و فلفل و فلفل قرمز را اضافه کرده، تفت می دهیم و حدود یک
ربع در ظرف را بسته با حرارت
ملایم می گذاریم بپزد. در این فاصله ماکارونی ها را
آماده کرده و در آبکش می ریزیم و زیر آب قرار می
دهیم تا لعاب آن گرفته شود. سپس ۱۰۰
گرم کره را در ظرفی آب کرده، ماکارونی ها را در کره کمی تفت
می دهیم. ماکارونی تفت
داده شد را در ظرف مخصوص کشیده و مایه آماده شده را برروی آن می ریزیم.
نوشته شده توسط شقایق در شنبه سیزدهم بهمن 1386
( )

شهرهایی معکوس
با خانه هایی
که سقفهاشان
بر خاک
و پایه هاشان
در آسمان.
شهرهایی معکوس
با ساعتهایی که زمان را به عقب می شمرند
و رودهایی که به جویبارها
منتهی می گردند.
شهرهایی معکوس
با ساکنینی که پیش از آنکه عاشق شوند،
می میرند،
با پرنده گانی که نمی آیند
گیاهانی که نمی رویند
و دستهایی که نزدیک تر نمی شوند.
شهرهایی معکوس
چون مایی که پشت بر پشت
به انتظار دیروز
ایستاده ایم.
نوشته شده توسط شقایق در سه شنبه دوم بهمن 1386
( )
روزيكه، شد به نيزه ، سر آن بزرگوار خورشيد ، سر برهنه بر آمد ، ز كوهسار
موجي به جنبش آمد و، برخاست كوه كوه ابري ببارش آمد و، بگريست زار زار
گفتي تمام زلزله شد، خاك مطمئن گفتي فتاد، از حركت چرخ بي قرار
عرش آنزمان بلرزه در آمد، كه چرخ پير افتاد در گمان، كه قيامت ، شد آشكار
آن خيمه اي كه، گيسوي حورش، طناب بود شد سرنگون ، ز باد مخالف ، حباب وار
قومي كه پاس محملشان، جبرئيل داشت گشتند ، بي عماري و محمل، شتر سوار
با آنكه سر زد آن عمل، از امت نبي روح الامين، ز روي نبي گشت، شرمسار
وانگه ز كوفه خيل الم رو بشام كرد آنسان كه عقل گفت، قيامت قيام كرد
اسم تو آقای من دوای هر درد است
نوشته شده توسط شقایق در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386
مطالب پیشین
![]()
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by
shady-h.blogfa.com
The Template Designed By Loghman Avand @
www.irlearn.com
